توضیحات
دیباچه
از نوجوانی با مضراب درخشان لطفی، نغمههای بیبدیل شهناز، استواری جواب آواز پیرنیاکان، شیرینی سهتار فیروزی مأنوس بودهام، همگی در جانم ریشه دوانیده و سیطرهاش رهایم نمیکند. لحظهای بدون اینها نبودهام و زمانی بدون آن هم برایم متصور نیست، آنقدر که سادهدلانه همگان را شیفتهی این سحرانگیز هنر پنجم دنیا میدانم.
بارقهی «شِگِیر و ایوار» از زمستان ۹۳ در ذهنم شکل گرفت، اعتراف میکنم آنچه پیش رو دارید، در آغاز این نبود و در حین کار دستخوش دگرگونی شد، آشناییام با ریتمهای آمریکای لاتین و سازهای آن، سبب علاقمندیام به تلفیق این دو شد، به پیروی دریافتـم که تجربهی این سازها در کشورمان بیشتر در حیطه موسیقی پاپ هست و در کنار سازهای ایرانی نوپا محسوب میشود، اما من در تلاطم دو رویکرد شخصیام گرفتار شدم، از طرفی ذهنیت ردیفمحور و سنتی، از طرف دیگر روحیه ماجراجو و اشتیاق به کارهای نکرده، دوگانگی دردسرسازی که برایم به یک وسواس تبدیل شده و این بار هم در طولانی شدن پروژه مؤثر بود. در این بین تلاش کردم به هر دو ندای درونم پاسخ دهم و مجموعه را به خیال خودم از هر دو نگاه برخوردار کنم.
شبگیر: هنگام صبح، ایوار: هنگام عصر (دهخدا)







نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.